سفارش تبلیغ
صبا ویژن

غم دنیا رو دوشمه....

سلام اون کسی که تو دلم درخشید

من دیگه دوستت ندارم ببخشید

بهتره که نپرسی علتش رو


چونکه خودت ندادی فرصتش
رو

بهتره این نامه اخر باشه


فکر کنم این واسه ما بهتر باشه


من واسه اون
کسی که دوست ندارم

نمیتونم شاخه گل بیارم


بین تو و اون روزا کلی فرقه


تو
اسمونت پره رعد و برقه

از چشم من افتادی نازنینم


دوست ندارم دیگه تو رو
ببینم

شاخه نباتم که بشه واسطه


دل نمیدم دیگه به این رابطه


دیگه تموم شد
اون همه غم و رنج

وقته قرار و شوق ساعت پنج


برو پیشه هر کسی که دوست
داری

حق نداری اسم منم بیاری


نوشته شده در دوشنبه 88/9/23ساعت 4:42 عصر توسط رز نظرات ( ) |

چی میشه بنویسم ادما رو دوست ندارم

خودمو. اونا رو.حتی شما رو


دوست ندارم یادته یک وقتا

جونم واسه عاشقی میرفت دیگه حتی فکره

اون لحظه ها رو دوست
ندارم

نه غریبه لطفی کرد.نه اشنا خیری رسوند هیچ

کدوم.غریبه و اشنا رو دوست ندارم
 
یه زمونی یه صدا
وجودمو تکون میداد

باورش سخته ولی اون صدا رو دوست ندارم

صحبته چشمای عاشقش یه عمری
منو کشت

ولی نه دیگه هرگز اون چشما
رو دوست ندارم

با خودم قرار گذاشتم سراغ دلم نرم

سراغ دلت بری خطاست.

نوشته شده در دوشنبه 88/9/23ساعت 4:39 عصر توسط رز نظرات ( ) |

بگذار که با گریه خود شاد بمانم

آنم که چو ویران شوم آباد بمانم

در بال و پر خود زدم آتش که بسوزم

زآن پیش که در پنجه صیاد بمانم

من نام خود از دفتر ایام زدودم

چون نیستم آن قصه که در یاد بمانم

ناشادی ما گر سبب شادی غیر است

شادم که بمانم من و ناشاد بمانم

جز بر کرم دوست ، نیازی به کسم نیست

اینگونه شدم که بنده آزاده بمانم.


نوشته شده در دوشنبه 88/9/23ساعت 4:38 عصر توسط رز نظرات ( ) |

بگذار که با گریه خود شاد بمانم

آنم که چو ویران شوم آباد بمانم

در بال و پر خود زدم آتش که بسوزم

زآن پیش که در پنجه صیاد بمانم

من نام خود از دفتر ایام زدودم

چون نیستم آن قصه که در یاد بمانم

ناشادی ما گر سبب شادی غیر است

شادم که بمانم من و ناشاد بمانم

جز بر کرم دوست ، نیازی به کسم نیست

اینگونه شدم که بنده آزاده بمانم.


نوشته شده در دوشنبه 88/9/23ساعت 4:37 عصر توسط رز نظرات ( ) |

چقدر فاصله اینجاست بین ادم

ها چقدر عاطفه تنهاست بین ادم ها


کسی به خاطره پروانه ها نمیمیرد

تب غرور چه بالاست بین ادم ها
 
چـه ماجرای عـجیبی ست
این تپیدن

دل و اهل
عشقچه رسواست بین ادم ها
 
میان همه لبخندها غمی سرخ است
 
و غم به وسعت یلداست بین
ادم ها

به خاطره تو سرودم چراکه تنها تو دلت

به وسعت دریاست بین ادم ها

نوشته شده در دوشنبه 88/9/23ساعت 4:35 عصر توسط رز نظرات ( ) |

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

Design By : Pars Skin